اولين شعر من!

امروز با ديدن کارتون بابا لنگ دراز جو گرفتم و يه شعری(وری) سرودم09.gif؛ آخه موضوع اين قسمتش شعر خوانی بود که اتفاقاْ بيت اول  من تقريباْ شبيه اونی بود که يکی از دخترا توی کارتون خواند.

(اگر کسی اين قسمت کارتون رو ديده؛ بگه !)

 واقعاْ نظرتون رو بديد که آيا خوبه  يا خيــر؟ (تکليف خودمون رو بدونيم)32.gif

لطفاْ آرام و با تأنی بخونيد و بريد تو بهر معنيش13.gif

اينم اثر اشلایپير(اشلايگر+شکسپير)29.gif

انگارافــتــاد، از روی تــاکـی........بـــرگ تــنــهــای شـاخـه، بــه خـاکـی

انگار گرفتش خاک آن را به نرمی........ولی قورتش داد آن را به سختی

انگار عــهــد دوسـتـی بــسـت آن یـار........بـا خـــاک ، آه و نــالـــه و زار

انگار دو تـا شــد آن یـکـی قـبـل........خـو گـرفـت بـا زمـیـن چـه ســهـل

انگار مـبدل بـه چـیـز دیـگـری شـد........بـا دادن دست، بــه یــاوران گـل

انگار دیــگـر تـنــهـایـی نــداشـت........زیــسـتـن آن کـمـبــودی نـداشـت

انگار بـرگ تـنـهای نـشـسـته بر خاک........در حال بستـن بـار، شـد پاک

انگار آن پــاکــی نـبــود، چـیـزی........جــز بــودن یــک حــس بـهـــتـــری

انگار دوانــیــده بــیــد ریــشــه........آن تنــهـای رهــانــیــده از بـیـشــــه

انگار بــه مـــرور ســبــز شـــد........هـم صـحـبـت بـیـشـه ی سـبز شد

انگار بــه نـظـرمـــان آیـد........تــــنــهـــایــی، بــاقــی عـمـــرش نــیــایـد

انگار آن بـــرگ قــصــه ی مــا........شــد خـــود آن تـــاک قــصــه ی مــا

انگار وری آمــد بــر زبــان........تایـپــی کـرد آن اشـــــلایــــــگــر زمــــان

انگار کـه دیـگـر تعداد کامـنـت ها........رو به تزلی روند بـا این چرنــدهـا

انگار که اشلایگر بلاگر قصه ی ما........ما را سر کار گذاشته، با انگارها

 خــــــــیـــــــــلـــــــــــی دوست دارم که برداشت شما رو از اين شــــعر بدونم.

هر کی مفهوم اين شعر رو از نظر خودش بيان کنه ؛ من ۴ کرشم10.gif(خيلی مشتاقم بدونم چه فکری می کنيد)

استنباط های شما را هر چند کوتاه در مطلب بعدی با نام وبلاگ خودتون خواهم گذاشت.

(هر کی نظر بده خيــــلـــی باحاله08.gif)

يه موقع نياين نظر بديد و بگيد چه قدر به فکر تعداد کامنت هايت هستی ها...که هيچ کس از تعداد بالای کامنت بدش نمی ياد؛فقط برخی از جمله  me ؛ اعلام می

14.gifدارند؛اونم با صدايی بلند و رسا که:

نظر يادت نره

هوی... هوی...!27.gif نگيا اين اشلايگر چه قدر راحت طلبه مطلبای خودشو از کامنت های سايرين جور می کنه ها02.gif

با بای تا بعد23.gif24.gif(جيش بوس لا لا)

/ 25 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علي

دستت درد نکنه...لينک ما شد دوم ديگه....باشه....باشه...ماهم بلديم...

navid

سلام... خوبی ....ميگم دلت خوشه شعر نوشتی ها............/نظر های بقيه را که بخونی ميفهمی من چی ميگم/براتی اين قدر هنرت خرج نکن/ممنون /بای

علي

سلام آقا علی.اگه گفتم جايزش چی؟مجانی که نميشه!!!

مندو

ااااااااا.... مممممم..... چيزه ، ببين هوا اونجا چطوره؟ هيچی که نباشه، ذوق شعرت از من يکی بهتره! راستی مدتيه که کم کامنت ميذارم. ببخشيد. موفق باشی.

آشنا

سلام دوست من متشکرم که به وبلاگم اومدی با تبادل لینک موافقم و لینک شما در وبلاگم داده شده موفق باشی به امید دیدار

zahra

سلام ؛بابا يه هفته که شد شونصد هفته ؛به هر حال من اپتديت کردم اگه تونستی سر بزن موفق باشی

ziba

salam ali joon hala mikhay weblog benevisi,benevis vali khaheshan dore sher goftano khat bekesh.moafagh bashi

مندو

سلام. بابا من از رو رفتم! اينجا همه شاعرن برای خودشون. راستی، قرار نشد سوالای سخت سخت بپرسی ها . من چه می دونم کدوم دبير بهتره. مدرسه چه خبر؟ موفق باشی.

sosan

سلام علی.اين چه حرفيه من تو اونقدر اسمت عظيمه که توی نقطه چينها جات دادم................................راستی من برگشتم...سر بزن ولی مراقب سرت باش...بای

papati

سلام...بت ميگم قالبت سنگينه ميگی نه...می خواستم يه چيزی بگم...گفتم مث اون دفعه ميگی به خودم مربوطه...يا حق...