نامرد

زن و شوهر جوان كه تازه با هم ازدواج كرده بودند با ترن به ماه عسل مي رفتند. وقتي كه از شهر دور شدند مرد كه روبروي همسرش نشسته بود گفت:
-عزيزم
-بله
-جات راهته؟
-آره
-سرما نمي خوري؟
-نه
-باد و سوز از درهاي پنجره به صورتت نمي خوره؟
-نه عزيزم، متشكرم.
-جات گرمه ، زيرت نرمه؟
-خيلي
-پس يالا جات رو با من عوض كن!

/ 0 نظر / 5 بازدید