***تولدم مبارکم***

سلامی به گرمی بخاری

اول خدمت همگان تولدم رو تبريک می گم.(ان شاءالله تولد ۱۲۰ سالگی ام رو بهم با کامنت تبريک می گين)04.gif(ديگه فکر کنم اون موقع با موشک برام کامنت بدید-عصر پيشرفته-)

راستی يه خبر تـــوپ ؛ آخر تونستم به هدفم برسم(انداختن امتحان هندسه بعد عيد)14.gifایـــنه....جريانش از اين قراره که:

قرار بود ديگه شنبه همين هفته که گذشت ازمون امتحان رو بگيره؛ منم اتفاقاْ هيچی نخونده بودم(صبح روز قبل از امتحان کنکور آزمايشی داشتم-بعد از ظهرش هم که مهمان  اومد برامون30.gif-ديگه مگه ميشد درس خونــد!)؛ خلاصه ما که ۱ ماه امتحان رو معلق کرديم آخرش نخونده رفتيم سر جلسه؛ از اونجايی که خدا خيلی منو دوست داره؛ تو راه ماشين معلممون رو منفجر کرد-خراب- ؛ و به مدرسه نرسيد.و امتحان هوتـــوتــــو...

حالا قرار شد امتحان رو سه شنبه همين هفته که با هاشون کلاس داريم بگيره؛ بشنويد که چه جوری امتحان پريد:

يک سری مسابقات کامپيوتر از طرف آموزش و پرورش در سطح کشور برگزار ميشه؛ که از مدرسه ما من انتخاب شدم؛ و ۲ روز دوشنبه و سه شنبه مسابقات کتبی و عملی هستش که من ديگه مدرسه نمی رم.در نتيجه به خاطر من امتحان ؛ بی امتحان؛ و از اونجايی که تا آخر اين هفته بيشتر کلاس نميريم؛ امتحان رفت برای بعد از تعطيلات نوروز.جـــــــــون!!!03.gif

حالا يه چيز جالب امروز تا رفتم مدرسه ؛ آقای نيسی ناظممون گفت براتی آمده شو ؛ الآن زنگ ميزنم تاکسی برو فلان دبيرستان مسابقه ی کامپيوتر؛ 11.gifمن تو دلم گفتم آخی ؛ کاش که امتحان سه شنبه بود؛ از شر هندسه راحت ميشديم؛ هيچی خلاصه ما سوار تاکسی شديم؛ رفتيم مدرسه ی مربوطه؛ يه تحويلی هم گرفتن ؛ بيا و ببين08.gif بعدش بعد از کلی پذيرايی و ارسال فاکس و تلفن و اينا گفتند زود اومدی مسابقه دوشنبه و سه شنبه است/منو می گيد رو ابرا سير می کردم.(خدا خيلی مخلصيم)21.gif

آقا ما با دماغ سوخته ولی شاد برگشتيم مدرسه؛ به ناظممون گفتم آقا امتحان کامپيوتر که فرداست؛ گفت بهتر بدو برو مدرسه جفتی که مسابقه شيمی شروع شده.11.gif

من که کامل گيج شده بودم ؛ گفتم دِ بيا ؛ دِ برو.. ؛ کجا....

گفت آموزش و پرورش يه سری مسابقات آزمايشگاهی شيمی و فيزيک و کامپيوتر گذاشته؛ که شيمی و فيزيکش امروزه؛ و فردا و پس فردا کامپيوتر.بدو مدرسه ی فرزانگان که دير شد.خب من که کلی ذوق مرگ شده بودم؛ دويدم رفتم مدرسه دخترا؛ همه از مدارس ديگه اومده بودند و نشسته بودن پشت ميزهای مخصوص آزمايش يه دفعه من به دو رسيدم دم در.خانم ناظر که از آموزش و پرورش اومده بود گفت ؛ شما؟؛ گفتم براتی ام از مدرسه جفتی04.gifگفت به به ؛ خوش آمدين؛ شما ها هم با اين کلاس گذاشتنتون ؛‌پس چرا حالا اومدی؟! گفتم ؛ از يه مسابقه ديگه ميام(وقت ندارم ديگه)04.gif/هيچی سوالای کتبی رو روفتم ؛ رفتيم سر عملی ؛‌يه آزمايش تــوپ هم انجام دادم؛ کم مونده بود آزمايشگاه رو ببرم هوا09.gif چه حال ميده واکنش سديم با آب18.gif.خلاصه گزارش کار رو هم نوشتم بدو رفتم ؛ مدرسه خودمون-دو مرکز پسرانه و دخترانه بغل همه-.گفت بدو مدرسه فلانی برای مسابقه فيزيک11.gif14.gifخب من ديگه اينجا کلاس گذاشتم و گفتم ديگه خستمه ؛ می خوام برم خونمون20.gifناظممون هم که پايه ست گفت آره امروز واقعاْ آقای براتی زحمت کشيدن؛ می توانند برند منزل.با بای کرديم و فِر زديم خونه....13.gif

آخ جون فردا و پس فردا يعنی دوشنبه و سه شنبه هم مدرسه نميرم -مسابقه کامپيوتر- تازه چهار شنبه و پنجشنبه هم نميرم-مسابقات بسکتبال بين مدارس-04.gif

در واقع ميشه گفت عيد از الآن برای من شروع شده.

05.gif( خدا کادو تولد خوبی دادی )05.gif

 از عزيزانی که پيشاپيش تولدم رو تبريک گفتند؛ يک دنيا تشکر؛ تولده خودتون هم پيشاپيش مبارک09.gif

/ 27 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
narges

عيد رو خيلی جلوتر شروع کردی ها!! تو تعطيلاتم اينطوری آپديت می کنن؟؟؟؟؟

خواب شاعرانه(sara)

سلام....خوبی؟...تولدت مبارک...ببخشيد اين مدت سر نزدم...تولد منم مبارک اخه ديروز تولدم بود...بای

سكوت لحظه ها

سلام دوست عزيز. ما هم تولد داريم. البته از يه نوع ديگه.

علي

دستت درد نكنه آقا علي.ما 4كريم

sahar

علی جان سلام .تولدت مبارک .راستی ديگه بايد بگم عيدتم مبارک.ببخشيد دير شد الان آپديتتو خوندم .پيروز باشی./فعلا بای

niloofar

salam tavalodetoon mobarak dar zemn ye sari ham be yahoo messengeretoon bezanid bad nist , eid ro pishapish tabrik migam rasti ye soal mage shahidbeheshti hafteye akhar tatile ??????????????????

yuirtfyjuolyi

cddddddddddddfgeftuykjhgngyuki baba kheyli zaye kardi kod dige chiye age tonesti in chizayi ke neveshtamo kashf koni jayeze dari ok hjhuy879836dfdxacaerbnm

8112142546541111111115

kheyli gholov mikoni bazi jaha naaaaaaaaaaaaaaaa?>